یکشنبه ۱۱ اکتبر ۲۰۰۹

شماره ۱ : مهندس میر حسین موسوی : از تولد (مهر ۱۳۲۰) تا پايان ۴۰ سالگي (مهر ۱۳۶۰)

مقدمه : نکته ای را به دوستانی که برای نخستین بار است به این وبلاگ تحلیلی می آیند بگویم که این وبلاگ با محوریت اتفاقات پیرامون مهندس موسوی دنبال می شود و برای آنکه رشته ی کلام از ذهنتان منحرف نشود پیشنهاد می کنم ابتدا پیش شماره ی این وبلاگ را مطالعه کنید تا رشته ی کلام به دستتان بیاید و بدانید که در هر شماره ، چه دوره ی تاریخی را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهیم . درود سبز بر شما.


هفتم مهر ماه ۱۳۲۰ خورشيدي (تير روز – ۱۳ مهر ماه ۳۶۷۹ ايراني-زرتشتي) در شهر ۹۰۰ ساله ي خامنه از توابع استان آذربايجان شرقي (در ۷۲ کیلومتری شهر تبریز)، خاندان سادات موسوي شهر ، براي تولد دومین فرزندشان جشن گرفتند. نام اين كودك را حسين نهادند تا راه جد بزرگوارشان امام حسين "عليه السلام" را ادامه دهد ،آنزمان ایران سرشار بود از قحطی ، هرج و مرج و نا امنی حاصل از اشغال توسط متفقین و اين آغاز زندگي پر فراز و نشيب مهندس مير حسين موسوي بود.


حسين تحصيلات خود را در مدرسه ي معرفت (دومین مدرسه ی نوین ایران که توسط حاج اسماعیل معرفت ساخته شده بود ) آغاز كرد. ۸ ساله بود كه خانواده از شهر خامنه به سوي شهرستان تبريز مهاجرت كردند و در محله ی بازارچه حاج اسماعیل ساکن شدند و حسين تحصيلات را در مدرسه ي جامی تبريز ادامه داد. پدر حسين حاج مير اسماعيل موسوي، تاجري خير و در شهر خامنه صاحب نام بود . وی براي موفقيت و رونق تجارت برنج و چاي همراه همسر و ۳ پسر و ۲ دخترش به تهران عزيمت كرد و در محله ی درخونگاه ( از محلات جنوبی شهر تهران ) ساکن شدند و آنزمان حسين ۱۲ ساله بود (سال ۱۳۳۲). ميرحسين در تهران ابتدا در دبيرستان عنصری و بعد جعفری ادامه ی تحصیل داد و سال آخر دبيرستان را در مدرسه مروي گذراند و بعد یک سال در دانشکده ی فنی به تحصیل پرداخت و سپس رشته ی معماری را برای تحصیل انتخاب کرد و در اوايل دهه ي چهل خورشيدي حسين وارد دانشگاه ملي ايران ( دانشگاه شهيد بهشتي امروز) شد و همزمان به فعالیت های سیاسی نیز پرداخت و انجمن اسلامی دانشگاه مذکور را بنیاد نهاد که هنوز هم جزء فعال ترین تشکل های سیاسی دانشجویی در ایران است و در سال ۱۳۴۸ با نمره ی الف (۲۰ در پایان نامه ) و با اخذ مدرك كارشناسي ارشد معماري و شهرسازي فارغ التحصيل شد .


اما مهندس موسوي همزمان در يك دانشگاه ديگر هم تحصيل كرد و از بدو تاسيس اين دانشگاه دانشجوي آن بود . اين دانشگاه در ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ خورشيدي به همت استاد سيد روح الله موسوي خميني رسمن افتتاح شد. مير حسين كه قبل از افتتاح اين دانشگاه با انديشه هاي استاد خميني آشنايي داشت بلافاصله جذب آن شد. با وجودي كه اين دانشگاه رايگان بود اما دروس بسيار سختي داشت و امتحان هاي عملي آن طاقت فرسا بود كه هر كسي تحمل آن را نداشت ؛ ۱- بسياري از همان آغاز انصراف دادند (البته با رحلت استاد ادعا كردند كه فارغ التحصيل شده اند ، چرا كه برايشان نان داشت). ۲- عده اي بارها مردود شدند ( البته اين ها هم با جعل مدرك امروز مدعي هستند كه فاغ التحصيل شده اند). ۳- عده اي كه براي گرفتن عكس يادگاري به اين دانشگاه آمده بودند با وجودي كه در جشن فاغ التحصيلي (۱۲ بهمن ۱۳۵۷) اين فرصت را از دست دادند تا با استاد عكس يادگاري بگيرند ولي بعدها به شدت ادعاي فارغ التحصيلي كردند... و به جز ۳ فرقه ي بالا ، دو گروه ديگر هم بودند : ۴- عده ي بسيار زيادي (جمعيت ميليوني) كه به دليل مشاغل كاري فقط توانستند دروس پايه را با نمرات بالا قبول شوند ( مردم بزرگ ايران كه انقلاب كردند) كه بسياري از آن ها در اين راه شهيد شدند. ۵- عده اي ديگر كه تا مدارج بالا پيش رفتند و گاهي براي بهتر درس خواندن مجبور شدند تنهايي درس بخوانند ( در سلول هاي انفرادي ساواك) ؛ از اين گروه تا رحلت استاد (۱۳ خرداد ۱۳۶۸) فقط عده ي انگشت شماري زنده ماندند و اكثران تا پيش از سال ۱۳۶۸ يا از دنيا رفتند يا به شهادت رسيدند...عزیزانی همچون شهید آیت الله سعیدی ، شهید آیت الله غفاری (پدر آیت الله هادی غفاری)... مير حسين از اين گروه آخر و فارغ التحصيلان بود و امروز (سال ۱۳۸۸) تنها شخص باقي مانده از اين بزرگان است.


مير حسين علاقه ي فراواني به هنر داشت و طبق نظر غیر علمی بسیاری از روانشناسان ارثیه ی هنر در هر خانواده ای معمولن به فرزند دوم خانواده منتقل می شود و مهندس موسوی نیز از این ارث محروم نبود و جدا از فعالیت های هنر های تجسمی به نویسندگی هم علاقه ی وافری داشت و با بسیاری از نویسندگان بنام زمان خود در ارتباط بود از جمله جلال آل احمد... وی در اواسط دهه ی ۴۰ و در فرایند تشکیل و تاسیس کانون نویسندگان ایران مشارکت داشت و جالب اینجاست که اين علاقه به هنر بود كه آغاز زندگي مشترك او را با زهره كاظمي رقم زد ؛ سال ۱۳۴۷ سالي بود كه حسين شريك زندگي اش را انتخاب كرد. ماجرا از آنجا آغاز شد كه مير حسين براي ديدن نقاشي هاي زهره كاظمي به نمايشگاه وي رفته و به نقاش گفته بود كه :
_بهتر نبود در دوره اي كه كودكان ايران در سيستان و بلوچستان در اثر گرسنگي در حال تلف شدن هستند ، به جاي برگزاري چنين نمايشگاهي ، گامي در راه رفع محروميت مردم ايران برداريد؟
نقاش پاسخ داده بود :
_من كمتر از شما دغدغه مند فقر و نداري مردم نيستم ، درد آنها را چشيده ام و با آنها آشنا هستم.
و اين گفتگو آغازي شد براي زندگي مشترك سراسر مبارزه ي دو هنر دوست و هنرمند، در عرصه ي مردم دوستي و مردم شناسي كه اساس دين اسلام ناب بر اين پايه ي حق الناس بنا شده است.
مير حسين و زهره كاظمي براي فرار از تعقيب ساواك مجبور شدند نام مستعار براي خود انتخاب كنند ؛ حسين رهجو و زهرا رهنورد ( نام مستعار دیگر زهره کاظمی ، زینب بروجردی بود ) ... اين مبارزه ها با تشكيل انواع و اقسام گروه ها همراه بود كه رهجو و رهنورد هيچ كدام را نپسنديدند. حسين رهجو ترجيح داد همانطور كه استاد فرموده بود مكتبي كار كند تا غربي. اصلي ترين خصوصيت اين جريان ، اعتقاد به جامعيت اسلام و پاسخگويي آن به نياز امروز بشر با استفاده از منابع صحيح فقه و اجتهاد بود. و به دليل وجود چنين خصيصه اي ارتباط حسين رهجو و زهرا رهنود با روحانيون قوي و قوي تر شد. اما مير حسين موسوي و زهره كاظمي كساني نبودند كه سربسته هر امري را اجرا كنند و مطابق يكي از اصول اساسي قرآن نخست با انديشه آن ها را بررسي مي كردند و به همين دليل به جز ارتباط بسيار قوي با روحانيون يكي از مراكز مبارزه را حسينيه ارشاد انتخاب كردند و به بررسي انديشه هاي شهيد دكتر علي شريعتي پرداختند و بعدتر استاد شهيد مرتضي مطهري و مهم تر دوستی عمیق مهندس موسوی با آیت الله دکتر بهشتی بود که نقطه ی عطفی در زندگی وی محسوب می شد .

حاكمان وقت ، مهندس موسوي را در قالب سپاه دانش براي گذراندن دوران دو ساله ي سربازي به شهركرد (مرکز استان چهارمحال و بختیاری كه آن زمان از توابع اصفهان بود) فرستادند و بعد با دعوت انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي امريكا همراه همسرش به اين كشور سفر كرد.


موسوی به دلیل فعالیت های مختلف سیاسی که داشت به همراه چند تن از دوستان خود و در اوایل دهه ی ۵۰ شرکتی را به عنوان سمرقند تاسیس کرد که پوششی برای فعالیت های سیاسی و اجتماعی آنان باشد . اعضاء این شرکت به دفعات تحت تعقیب قرار گرفتند که سرانجام در سال ۱۳۵۲ همگی و از جمله میر حسین بازداشت شدند اما به دلیل فقدان مدارک کافی تمام بازداشت شدگان غیر از حسن آلادپوش و عبدالعلی بازرگان همگی آزاد شدند.


مهندس موسوی از سال ۱۳۵۳ تدریس در دانشگاه ملی را آغاز نمود که تا امروز طی گذشت ۳۵ سال آن را در مراکز مختلف دانشگاهی و در رشته های هنر و علوم سیاسی تداوم بخشیده است .


در سال ۱۳۵۴ و در پی کودتای مارکسیستی برخی اعضای سازمان مجاهدین خلق ، مهندس موسوی تلاش بسیاری کرد تا از انحراف فکری اعضای این سازمان جلوگیری کند ... در آن سال ها منزل مسکونی موسوی پناهگاه بسیاری از مردم و اعضای گروه های مبارز بر علیه رژیم ستمشاهی شده بود . مهندس رسیدگی و امداد پزشکی به مجروحان را از وظایف انسانی و اسلامی خود می دانست و در این راه از اینکه خانه ی مسکونی اش را پناهگاه مبارزان قرار داده بود واهمه ای نداشت .

در سال ۱۳۵۶ خورشيدي(۳۷۱۵ زرتشتي) ، انقلاب مردم ایران برای دشمنان درونی و بیرونی کاملن مسلم شده بود. آنان با همکاری هم دست به اقدامات جدیدی زدند...نخست به این نتیجه رسیدند که امام خمینی به دلیل کهولت سن و بیماری قلبی عمر زیادی نخواهد کرد و با نبودن او انقلاب دچار خلل خواهد شد مگر آنکه یک آنالیزور بسیار خبره در انقلاب حضور داشته باشد و یک رهبر مقتدر هم ادامه دهنده ی راه امام خمینی باشد...پس ابتدا بهترین آنالیزور انقلاب را هدف قرار دادند : شهید دکتر علی شریعتی در ۲۹ خردادماه در تبعیدگاهش در انگلستان به شهادت رسید...وبا توجه به اقتدار فرزند ارشد امام خمینی گمان بردند که وی پس از امام احتمالن رهبر آینده ی ایران خواهد بود که آیت الله حاج سید مصطفی موسوی خمینی را در یکم آبان ماه شهید کردند...نکته ی مهم در این دو قتل این بود که پس از انقلاب و با بررسی در اسناد ساواک پرونده ای در مورد قتل شهیدان دکتر شریعتی وآیت الله مصطفی خمینی وجود نداشت و هیچ گروه تروریستی و جاسوسی بیگانه هم مسئولیت این قتل ها را به عهده نگرفت... و معمای شهادت این دو عزیز امروز تقریبن به باور رسیده است.


در همین سال به منظور انسجام در مبارزه بر عليه ظلم به مردم "كانون فرهنگي نهضت اسلامي" با حضور شهيد سيد محمد حسيني بهشتي ، شهيد باهنر ، مرحوم طاهره صفار زاده ، مهندس مير حسين موسوي و زهرا رهنورد و ... تاسيس شد. اين كانون در اوج مبارزات مردم نقش مهمي در هدايت و شكل دهي اعتراضات و مبارزه مردم ايفا كرد و تجربه ي موفق اين كانون در انقلاب، شهيد بهشتي را ترغيب كرد تا پس از انقلاب و براي در صحنه نگاه داشتن مردم در فعاليت هاي سياسي كشور حزب جمهوري اسلامي را تاسيس كند.


در آستانه ی انقلاب عظیم مردم ایران به رهبری امام خمینی (س) مهندس موسوی در ادامه ی فعالیت های سیاسی اس جنبش مسلمانان ایران را تشکیل داد که با پیروزی انقلاب و تاسیس حزب جمهوری اسلامی منحل شد .


بالاخره پس از سال ها مبارزه و اعتراض به دروغگويي ، نفاق ، تجاوز ، كشتار مردم و شكنجه و دزدي اموال ايران زمين ، مردمي كه فقط به اصلاح شدن دولت قانع بودند ، انقلابي را بنياد نهادند كه در تاريخ بشريت بي سابقه بود. (انقلاب هاي پيشين انسان ها در تاريخ و در كشور هاي مختلف همه يا جناحي بودند يا شخصي اما انقلاب اسلامي ايران نخستين انقلابي بود كه مردمي بود ، نه جناحي بود و نه شخصي اما نقش رهبري باهوش در اين ميان انكار شدني نيست). و ۱۲ بهمن ماه ۱۳۵۷خورشيدي (۱۸ بهمن ۳۷۱۶ زرتشتي ) خميني بزرگ مي دانست براي چه كار پس از سال ها تبعيد به ايران بازگشته است و اساس كار را براي اصلاحات گذاشت.

دولت موقت مشغول كار شد. ۲۹ اسفند ۱۳۵۷ شهيد آيت الله سيد محمد حسيني بهشتي ، حزب جمهوري اسلامي را با همراهي آيت الله سيد عبد الكريم موسوي اردبيلي و آيت الله محمد جواد باهنر و ... تاسيس كرد. مهندس مير حسين موسوي از اعضاء شوراي مركزي حزب بود و پس از انتخاب شهيد بهشتي به عنوان دبيركل حزب ، قائم مقام و رئيس دفتر سياسي و بعد سردبير روزنامه ي جمهوري اسلامي شد. وي در سال ۱۳۵۸ عضو شوراي انقلاب اسلامي بود تا سال ۱۳۵۹.


دشمنان مردم هنوز ناامید نشده بودند و بهترین حرکت را ادامه ی ترور رهبران آینده و آنالیزورهای انقلاب می دانستند تا تنها گزینه ، رهبر مورد علاقه ی خودشان باشد و در همین راستا شخصیت برجسته ی دیگری که هم می توانست رهبر باشد و هم آنالیزور بسیار خبره ی مسائل اجتماعی و دینی بود را هدف قرار دادند : شهید آیت الله مرتضی مطهری در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۵۸ به شهادت رسید...و بعد سعی در تخریب دیگر چهره های محبوب مردم کردند از جمله آیت الله طالقانی ، آیت الله بهشتی و ...

۵ بهمن ۱۳۵۸ نخستين دوره ي انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران برگزار شد و از ۲۰ ميليون و ۹۹۳ هزار و ۶۴۳ نفر واجدين شرايط ، ۱۴ ميليون و ۱۵۲ هزار و ۸۸۷ نفر راي دادند. جامعه روحانيت مبارز ( جناح راست _ اصولگراي امروز ) با قاطعيت قبل و بعد از انتخابات از بني صدر حمايت كرد و از ۱۰۶ كانديدا ، ابوالحسن بني صدر به عنوان نخستين رئيس جمهور ايران اسلامي منتخب گرديد. وي ۲۹ مرداد ۱۳۵۹ پس از مدتي كلنجار رفتن با خود بالاخره مجبور شد براي ماندن در قدرت ، به مردم انقلابي امتياز بدهد و شهيد محمد علي رجائي از مبارزين پرسابقه ي انقلاب را براي پست نخست وزيري به مجلس معرفي كرد. رجايي پس از راي اعتماد مجلس مامور تشكيل دولت شد و بر سر انتخاب بسياري از وزرا با بني صدر دچار اختلاف شد و در مواردي به اجبار كوتاه آمد. يكي از اين وزراء كسي نبود جز مهندس مير حسين موسوي . رجايي وي را براي پست وزارت امور خارجه انتخاب كرده بود اما بني صدر كه سابقه ي طولاني مهندس موسوي در مبارزات عليه ظلم را مي دانست ، زير بار نرفت... ۱۸ شهريور ۱۳۵۹ نخست وزير رجايي مجددن به رئيس جمهوري وقت نامه اي بدين مضمون نوشت :


بسم الله الرحمن الرحيم


برادر دكتر سيد ابوالحسن بني صدر رياست محترم جمهوري


پس از سلام اينجانب پس از مدتها جستجو ، بهترين فرد را براي تصدي وزارت امورخارجه ؛ برادر سيد حسين موسوي يافته ام و خدائي بگويم كه دلائل شما براي حذف ايشان از ليست وزراء مرا قانع نكرد .

در اين موقع كه كشور از هر موقع ديگر بيشتر نياز به وزير خارجه مورد اعتماد و مسلمان دارد خواهشمندم بار ديگر مسآله را مورد بررسي قرار داده و نتيجه را به اينجانب امر به ابلاغ فرمايند.

نخست وزير محمد علي رجائي

۱۸/۲
نامه ي شهيد رجائي هم مفيد واقع نشد و رئيس جمهور وقت ، مهندس موسوي را به عنوان وزير امور خارجه نپذيرفت. ساعت ۱۴ روز ۳۱ شهريور ۱۳۵۹ عراق به ايران حمله كرد و انقلاب ايران در آزموني جديد قرار گرفت. ۲۰ خرداد ماه ۱۳۶۰ خورشيدي ، امام خميني (ره) ، به دليل افتضاحات بني صدر در جنگ تحميلي ، وي را از فرماندهي كل قوا خلع كرد. ۳۱ خرداد همان سال طرح عدم كفايت سياسي بني صدر با ۱۷۷ راي موافق ، ۱۰ راي ممتنع و ۱ راي مخالف مورد تصويب مجلس قرار گرفت. و در يكم تير ماه ۱۳۶۰ با فرمان امام (ره) به دليل عدم كفايت سياسي از مقام رياست جمهوري اسلامي ايران عزل شد.


هفتم تیر ماه سال ۱۳۶۰ دشمنان مردم زمانی که راه تخریب آیت الله بهشتی را بسته دیدند و دیدند که وی در میان مردم محبوب تر شده است چاره را در قتل وی جستند ، چرا که قطعن وی رهبر بزرگی برای ایران میشد ، به قول امام خمینی : بهشتی به تنهایی ملتی بود برای ملت ما ... در این روز مرکز حزب جمهوری اسلامی را منفجر کردند که شهید آیت الله بهشتی به همراه هفتاد و دو تن از مسئولان کشور و عده ای از اعضای حزب در این انفجار به شهادت رسیدند .

۲ مرداد ماه ۱۳۶۰ دومين دوره ي انتخابات رياست جمهوري ايران برگزار شد و از ۲۲ ميليون و ۶۸۷ هزار و ۱۷ نفر واجدين شرايط ، ۱۴ ميليون و ۵۷۳ هزار و ۸۰۳ نفر راي دادند. و از ۴ نامزد موجود ، محمد علي رجايي با كسب ۹۰ در صد آرا به عنوان دومين رئيس جمهور ايران اسلامي انتخاب شد. ۱۱ مرداد مراسم تحليف وي در مجلس برگزار شد و دكتر آیت الله محمد جواد باهنر را به سمت نخست وزيري منصوب و به مجلس معرفي كرد. نخست وزير باهنر با تاييد رييس جمهور رجايي مهندس موسوي را به عنوان وزير امور خارجه منصوب كرد و مجلس به وزراي دولت وقت نيز راي اعتماد داد. و مهندس موسوي مامور رسيدگي به وزارتخانه ي پر از چالش امور خارجه ي آن زمان شد و راه را براي وزير بعدي بسيار هموار كرد. تحريم بودن ايران توسط كشور هاي بزرگ دنيا ،وجود جنگ خانمانسوز عراق با ايران ، وضعيت بسيار سختي را براي وزارت امور خارجه شكل داده بود و مسئوليت اين وزارتخانه را سنگين تر مي كرد اما عمر اين دولت هم كوتاه بود. ساعت ۱۵ هشتمين روز شهريور ماه ۱۳۶۰ خورشيدي انفجاري در اتاق جلسات ساختمان نخست وزيري رخ داد. رئيس جمهور رجائي و نخست وزير باهنر كه در جلسه ي شوراي امنيت حضور داشتند در اين انفجار به شهادت رسيدند. دولت باهنر و رجائي پس از شهادت رئيس جمهور و نخست وزير ، زير نظر مهدوي كني به كار خود ادامه داد تا انتخابات سوم رياست جمهوري برگزار شود.


---------------------------------------
۵:۳۷ بامداد - ۲۳ مرداد ماه سال ۱۳۸۸ خورشیدی
---------------------------------------------------
پی نوشت ۱ : ۴۰ سال نخست زندگي موسوي همين چند خط بالا نيست ، ما اين بسيار مختصر را براي عزيزان گفتيم تا ذهن دوستان با شكل گيري شخصيت مهندس موسوي آماده شود و در گزارش هاي بعدي هم دوره نخست وزيري و دوره ي دولت هاشمي و دولت خاتمي را به همين سرعت پي خواهيم گرفت تا هر چه سريع تر به تحليل مسائل امروز پيرامون مهندس موسوي بپردازيم.

پی نوشت ۲ (براي علاقمندان به گذشته ها) : البته در تحليل مسائل روز باز هم به اين دوره ها رجوع خواهيم كرد. و قسمت هاي ديگري از اين دوران را روايت خواهيم كرد.


پی نوشت ۳ :
پدر میر حسین حاج میر اسماعیل موسوی خامنه فرزند میر عبدالله دارای ۵ فرزند است ، ۳ پسر و ۲ دختر ... میر عبدالله کاسب است ... میر حسین هنرمند ، استاد دانشگاه و سیاستمدار ... میرمحمود کارمند وزارت امور خارجه که همگی ساکن تهران هستند . یکی از دختران میر اسماعیل دکترای جامعه شناسی دارد و به تدریس مشغول است و دیگری از فعالان فرهنگی که سال ها مدیریت موسسه ی فرهنگی آموزشی مکتب زینب را عهده دار بوده و طی سال های جنگ تحمیلی در ستاد پشتیبانی جنگ فعالیت داشته و یکی از فرزندانش را به انقلاب و نظام اصیل و مردمی اسلامی ایران تقدیم نموده است ( شهید ابراهیم موسوی ).


پی نوشت ۴ :
میر اسماعیل به دلیل نسبت فامیلی با مرحوم آیت الله سید جواد خامنه ای ( پدر خامنه ای )_ وی پسر عمه ی سید جواد است _ارتباط صمیمانه ای با وی داشت . فرزندان سید جواد از سال ۱۳۳۶ تاکنون به دفعات به منزل میر اسماعیل رفت و آمد داشته اند : به دلیل آنکه هرگاه به خاطر فعالیت سیاسی دستگیر یا با مشکلاتی مواجه می شدند ، دست به دامن میر اسماعیل می شدند تا از طریق وی با سرتیپ صمدپور ( رئیس وقت شهربانی کل کشور که اهل خامنه بود ) اسباب آزادی یا ملاقات با خانواده را برایشان فراهم آورد .

پیش شماره : هک...توقیف...فایده نداره...کلمه های سبز ما زنده است

سلام مجدد

... من هر وقت دارم مطالب جدیدمو آماده میکنم...وبلاگم هک میشه...ظاهرن از مطالب من خیلی ها به وحشت افتادن...چون با سند حرف میزنم...اول نوبت وبلاگ کلمه ی سبز بود که هک بشه...بعد نوبت وبلاگ کلمه های سبز...ولی من کوتاه نمیام،چون وظیفه دارم حقایق رو بیان کنم تا دوستانم با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرن...و امروز کلمه های سبز ما رو ساختم و ادامه میدم.


لحظه لحظه را سبز زندگی کنید.


مقدمه ای از وبلاگ های هک شده ی کلمه ی سبز و کلمه های سبز :


تیتر : هیچ کس نمی تواند کلمه ی سبز را توقیف کند
سلام ....حالا بهتون میگم : .............................................

..................................................................در این وبلاگ از مهندس میر حسین موسوی خواهیم گفت که از کجا اومده و این که چرا بعد از ۲۰ سال برگشته و تو اون بیست سال و از اون مهم تر تو اون ۸ سال نخست وزیری به میر حسین موسوی چه گذشته...واز همه مهم تر اینکه بگم: هیچ کس نمی تواند کلمه ای که سبز باشد را توقیف کند.....و از این هم مهم تر این که اول که شروع شد : کلمه ی سبز بود... ولی امروز کلمه های سبز هستند که به دور کلمه ی سبز جمع شدند......در راه پیمایی ها کلمه های سبز رو دیدیم و حالا در راه پیمایی روز قدس ایران ( روز رهایی ایران) باز هم کلمه های سبز رو خواهیم دید.
....................................................................
در این وبلاگ اتفاقات زمانه ی ما با محوریت مهندس میر حسین موسوی این چنین بررسی و تحلیل خواهند شد :
شماره ی 1 : زندگی میر حسین موسوی از تولد تا پایان 40 سالگی
شماره ی 2 : دوران 4 ساله ی نخست نخست وزیری مهندس موسوی
شماره ی 3 : دوران 4 ساله ی دوم نخست وزیری مهندس موسوی
شماره ی 4 : مهندس موسوی در 8 ساله ی ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی
شماره ی 5 : مهندس موسوی در 8 ساله ی ریاست جمهوری دکتر سید محمد خاتمی
شماره ی 6 : مهندس موسوی در 4 سال خون دل خوردن مقدمه ی دیکتاتوری جدید ایران
شماره ی 7 : مهندس موسوی در اواخر سال 1387 خورشیدی و اعلام آمادگی برای کاندید شدن ریاست جمهوری
شماره ی 8 به بعد تحلیل های روز به روز دوران تبلیغات و اتفاقات پس از انتخابات و تقلب در آن
نکته : پس از رسیدن به بررسی دوران انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران در پایان هر هفته و در پایان هر ماه ، شماره ای به عنوان جمع بندی اتفاقات ارائه خواهد شد.